تبليغاتX


یه غریبه

87/02/22

آموختم ...

به نام الله


زخمهای کاریِ روزگار را از او به ارث بردم ، اکنون مرهم احساسهای شکسته نامیده می شود.


آموختم که چگونه تنفر را از درونم محو کنم.


آموختم احساسم را چگونه در خود حبس کنم.


آموختم که باید از انتقام دور شوم.


آموختم هیچ فکری از انتها نداشته باشم.


آموختم که یک احساس می تواند از  سنگ باشد.


آموختم که واژه های بارانی ام را با که قسمت کنم.


آموختم که آب نیز از جنس خاک است.


آموختم که یک دوست می تواند همیشه با من باشد.


آموختم که رنگ سبز نشانه وجود یک فرشته در کنار من است.


اموختم که شیطان نیز یک نعمت الهی ست.


آموختم که در کویر هم آب یافت می شود ، فقط کافیست دلیلی برای گریه داشته باشم.

 

می دانم طناب دار را لایقم


و در نهایت با کوله باری پر از بوی خدا خواهم رفت.


دعا کنید برای پسر بد


| پسر بد |