یارم می آید ...
من بهار عشق را دیدم ولی باور نکردم .
یک کلام در جزوه هایم هیچ ننوشتم , من ز مقصودها پی مقصدهای پوچ افتادم , تا تمام خوبها رفتندو خوبی ماند در یادم.
من به عشق منتظر بودم همه صبر و قرارم رفت .
ولی بهارم آمد ![]()
عشقم آمد![]()
یارم خواهد آمد
در چنین قرنی که دانش حاکم است عشق را از صحنه دو رانداختن دیوانگیست . درماندگیست . شرمندگیست...
| پسر بد |
