بازگشت همه چیز
این دفعه تونستم بشکنم ، همه ی سکوت درونم رو ، همه غمهایی که فقط به خاطرشون زندگی می کردم ،
تونستم همه چیز رو برگدونم سر جای خودش ....فقط با پنج حرف (. . . . . ) .
شبها نمی تواند از من چیزی بکاهد ، دانسته های من در هوای شب آرام می گیرد و برای فردایم خدا را آرزو می کنند.
امشب رو مُلک خودم میدونم ، چون تنها شب ماه گرفته ی منه ، دیگه نور خدارو با نور ماه اشتباه نمی گیرم .
امروز تولد یکی از بهترین دوستامه ، خوشحالم که الان هم میتونم رو بعضی از دوستام حساب باز کنم .
میون ناپاکیها میشه یه قطره ی سفید پیدا کرد که آرومت کنه .
دوست خوبم تولدت مبارک
| پسر بد |
