تبليغاتX


یه غریبه - 3...

86/12/19

3...

پيغام خصوصي :


.:::سلام :::..


 از همه دوستاني که در اين 2 ماه لطف کردنو به وبلاگم سر زدن صميمانه تشکر مي کنم

 و از همه به علت تاخيرم عذر خواهي مي کنم ، از اين به بعد هر ماه يک پست  جديد دارم ،

 باز هم از همگي ممنونم.


.::تغيير::.


به نام الله


من همون پسر بدي هستم که دم از اراده مي زدم ؛ تازه فهميدم که اراده ام بستگي به ايمانم داره ؛


 يک هفته که اينجا نبودم ،((اينجا يعني قلب من ، يعني خانه خدا))،اتفاقاتي افتاد که منو لرزوند ،

 مثل هميشه بازم تصميمهاي بزرگ گرفتم ، خيلي بزرگ... *

 با اينکه بوي غم مي ده ، اشک داره ، ولي خوشحاله ؛ وسط هق هق گريه و اشکهاش لبخند مي زنه ،

* من عاشقشم *


بازم تغيير کردم ، اميدوارم بهتر از قبل بشم ، پاکه پــــاک ؛


*------------اين از اين------------*


.::ديدار::.


آخرين باري که بارون اومد آرزو کردم برم پيشش ، دلم خيلي هواشو کرده بود ،

روز بعد بي خبر از همه چي حرم تا حرمو پياده رفتم ، بازم همون آرزو رو تکرار کردم .


 تا اون روز فکر مي کردم من يک جسمم و يک روح !! ولي بيشتر از حد تصورم بودم ؛

 بين سيل جمعيتي که زيارتش کرده بودن مادرم منو ديده بود که به شش گوشش بوسه زدم

و بعدش بين مردم غيبم زد ؛ گريه آخر شبم ديگه مثل هر شب گريه حسرت نبود ،

 اشک خوشحالي بود و بس .


*-----------اينم از اين-------------*


.::تحـــوّل::.


مهمترين تحولهايي که توي زندگي يک انسان مي تونه رخ بده

يا نتيجه ي يک اتفاقه يا وجود يک شخصيت ؛

بعضي وقتا بي اراده اتفاق ميوفته بعضي وقتا با اراده کامل .

اگه قانع باشي به رضاي خدا راضي هستي ، اما اگه قنوع نباشي واي به حال قلبت.


خوشحالم که در زندگيم قانع بودم حتي در بدترين شرايط .

 يکي از دوستام مي گفت آخر با اين قناعت کار دست خودت مي دي.

 نمي دونست کار از کار گذشته.


 التماس دعا برای پسر بد


| پسر بد |