تبليغاتX


یه غریبه - خسته ام ...

87/02/07

خسته ام ...

 

به نام الله

 

 

•  علامت سوالهای زندگی که زیاد میشن ،به دنبال جواب گشتن هیچ نتیجه ای نداره ، اگر هم اشتباه باشه ، از قانونم پیروی می کنم ؛ توي قلبم خدارو همونطور که می خوام ازش استقبال می کنم

 
برای تو می نویسم ، فقط برای تو :


خسته ام از این همه ناپایداری " خسته "


بیزارم از شكست عهدهايی كه بسته ام


عذاب
می کشد وجودم از شکایتها


رنجم ا
ز غباریست که بر شیشه چشمانم نشسته است


 

انتظار شاید بهترین بهانه ی ماندن است (انتظار)


همیشه آمده ام تا بگویم خواهم ماند
، ولی این بار می خواهم که نباشم ، حتی برای یک نگاه.


خدا تنها امیدیست که چنگ می زنم به آن ....  (رهایت نمی کنم)


• می خواهم ترس را
، نبودن را ، ندیدن را ، تنهایی را یک بار امتحان کنم.


• می خواهم یک بار طعم شکستن را بچشم


• می خواهم حتي یک بار هم آسماني باشم ، نه مغموم بزرگ بودنش ، بلکه مغموم گریستنش.

 

و در واپسين لحظه ها در آخرین اشکها دعای عهد با تو را زمزمه می کنم

 

العجل العجل يا مولاي يا صاحب الزمان

 

و جان خواهم داد ، به پاس پایداری این عهد

 

دعا كنید برای پسر بد  

 

 

 

( نوشته شده با كمك دوست عزیزم آقای ارشادی)


| پسر بد |